۱۴۰۵.۰۷.۰۶

بیست‌وهشتمین گردهمی تخصصی «طنزینما» با رویکرد آموزش فیلمنامه‌نویسی کمدی و تدریس نسیم عرب‌امیری، نویسنده و فیلمنامه‌نویس، در سالن اوستای حوزه هنری برگزار شد. 

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، بیست‌وهشتمین گردهمی تخصصی «طنزینما» با اتخاذ رویکردی نوین در آموزش، به نمایش و تحلیل ساختاری پرده اول فیلم ماندگار «خانم داوت‌فایر» (Mrs. Doubtfire)  با بازی رابین ویلیامز و مقایسه تطبیقی شگردهای کمدی آن با آثار روز سینمای ایران اختصاص یافت.

نسیم عرب‌امیری در ابتدای این نشست با تأکید بر لزوم ارتقای سواد بصری نویسندگان گفت: برای درک اصول یک اثر استاندارد، تصمیم گرفتیم به جای توصیه‌های نظری، به شیوه مهندسی معکوس روی آوریم تا شگردها و الگوهای ساخت یک کمدی موفق را مستقیماً از روی اثر استخراج و تحلیل کنیم.

او با تبیین دلایل انتخاب فیلم «خانم داوت‌فایر» اظهار کرد: استفاده از شگرد زن‌پوشی در کمدی مسبوق به سابقه است و آثاری مانند آدم‌برفی یا بعضی‌ها داغشو دوست دارند نمونه‌های برجسته آن هستند. با این حال، تفاوت بنیادینی میان کاربرد هویت‌ساز این تمهید با استفاده ابزاری و مبتذل از آن وجود دارد.

این فیلمنامه‌نویس با اشاره به تولیدات کمدی کنونی سینما افزود: در برخی آثار متأخر، تمهید زن‌پوشی صرفاً بر شوخی‌های سخیف و بدون توجیه عاطفی یا موقعیتی بنا شده است؛ درحالی‌که در خانم داوت‌فایر، انگیزه قهرمان کاملاً دراماتیک، اخلاقی و در خدمت خانواده است. پدری برای فرار از جدایی اجباری از فرزندانش و به‌دلیل الزامات قانونی دادگاه، نقاب یک زن مسن را به چهره می‌زند. اگر عنصر زن‌پوشی را از این ساختار حذف کنیم، اساس قصه فرومی‌ریزد، چراکه این تمهید ابزار تحول شخصیت است، نه لودگی.

بررسی تخصصی زن‌پوشی در سینمای کمدی 

عرب‌امیری با بیان اینکه طنز عمیق همواره ریشه در درد و استیصال انسانی دارد، تصریح کرد: کمدی در آثار ماندگار از دل تمسخر یا شوخی‌های مرسوم زن‌پوشی بیرون نمی‌آید، در این اثر کمدی برآمده از استیصال عاطفی پدری است که برای بودن در کنار فرزندانش چاره‌ای جز تغییر هویت نمی‌یابد.

او با ورود به تحلیل پرده اول فیلمنامه یادآور شد: در یک فیلمنامه منسجم، هیچ سکانسی بی‌هدف نوشته نمی‌شود. در سکانس افتتاحیه خانم داوت‌فایر، کاراکتر اصلی (دنیل) در کمترین زمان با تمام تناقض‌های رفتاری‌اش به مخاطب شناسانده می‌شود؛ مردی عاشق فرزندان که به‌سرعت کارش را ترک می‌کند و در عین خانواده‌دوستی، بسیار بی‌مسئولیت و فاقد بلوغ انضباطی است.

این مدرس فیلمنامه‌نویسی در ادامه با با بیان اینکه در کمدی کلاسیک، قرارگیری دو کهن‌الگوی متضاد موتور اصلی ایجاد تضاد و شوخی است، افزود: در این اثر، شخصیت مرد نماد آرکتایپ هرمس (بی‌نظم، دلقک و دلبسته به هرج‌ومرج و شوخ‌طبعی) است که دقیقاً در برابر همسرش با آرکتایپ آتنا (معمار داخلی، قانون‌مدار، منضبط، سخت‌گیر و خردگرا) قرار می‌گیرد. ازدواج این دو تیپ شخصیتی به‌دلیل جست‌وجوی زندگی نزیسته در دیگری شکل گرفته اما به‌دلیل عدم انعطاف و تضاد در ساختار زیستی، به بن‌بست و فروپاشی می‌رسد.

عرب‌امیری با اشاره به روند دراماتیک پرده‌های داستانی توضیح داد: در ساختار سه‌پرده‌ای، پرده اول با حادثه محرک (درخواست طلاق زن پس از مهمانی تولد آشفته) به پایان می‌رسد و انگیزه نقاب‌گذاری مرد شکل می‌گیرد. در پرده دوم که طولانی‌ترین بخش فیلم است، پیامدهای این تغییر هویت، تعمیق روابط عاطفی با فرزندان و تقابل هویت پیشین و جدید مرد رخ می‌نماید تا در پرده سوم به نقطه افشا و یکپارچگی روان‌شناختی شخصیت برسد.

او با اشاره به مفاهیم روان‌شناسی یونگ خاطرنشان کرد: قهرمان داستان در جریان ایفای نقش یک زن خانه‌دار، در معرض تجربیات زنانه قرار می‌گیرد و آنیمای درونش فعال می‌شود. این سفر قهرمانی سبب می‌شود او به رنج‌ها، سختی‌ها و فشارهای همسرش پی ببرد و از یک فرد بی‌مسئولیت به انسانی خودآگاه و متعادل تبدیل شود.

این منتقد در پایان با بیان نقش دقیق فیلمنامه‌نویس در جزییات توصیفی و میزانسن‌های حسی گفت: کدگذاری‌های فیلمنامه‌نویس باید در نوع پوشش، شغل، لحن و حتی سکوت کاراکترها تنیده شود. به عنوان نمونه، واکنش زن در سکانس دادگاه و پس از پیروزی حقوقی در کسب حضانت فرزندان، نشان‌دهنده حس پیروزی نیست، بلکه بیانگر خستگی ممتد و فرسایش روانی ناشی از زندگی با یک مرد نابالغ است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha